تیترسیاست

مسیر همه سیاست گذاری ها در منطقه از ایران می گذرد

روابط اروپا و بازیگران اصلی در خاورمیانه در ۵ سال گذشته به طور چشمگیری تغییر کرده که در درجه اول نتیجه تغییر در سیاست خارجی بازیگران منطقه ای بوده است که به طور فزاینده خوانش «مجموع، صفر» از تحولات منطقه دارند. ایران، عربستان، اسرائیل و ترکیه در درگیری های پیچیده خاورمیانه گرفتار هستند و هرکدام سیاستی قاطع و حداکثری را برای منافع استراتژیک خود دنبال می کند. تقاطع مهم همه مسیرها ایران است.

خبر 8 به نقل از دیپلماسی ایرانی روابط اروپا و بازیگران اصلی در خاورمیانه در 5 سال گذشته به طور چشمگیری تغییر کرده که در درجه اول نتیجه تغییر در سیاست خارجی بازیگران منطقه ای بوده است که به طور فزاینده خوانش «مجموع، صفر» از تحولات منطقه دارند. ایران، عربستان، اسرائیل و ترکیه در درگیری های پیچیده خاورمیانه گرفتار هستند و هرکدام سیاستی قاطع و حداکثری را برای منافع استراتژیک خود دنبال می کند. تقاطع مهم همه مسیرها ایران است.

در یک دهه گذشته حضور گسترده در زمین در عراق، سوریه و لبنان اهرم فشار قابل توجهی در توازن قدرت آینده در خاورمیانه برای ایران فراهم کرده است. این نفوذ روزافزون با مخالفت شدید دشمنان روبرو و باعث نگرانی دولت های اروپایی که شرکای رقبای منطقه ای ایران یعنی عربستان و اسرائیل هستند، شده است.

ایران اما در تاریخ به عربستان به عنوان یک تهدید امنیتی قریب الوقوع نگاه نکرده، بلکه آن را نیروی اجرایی سیاست خارجی ایالات متحده در منطقه دیده است. این محاسبات در سال های اخیر به دلیل فعالیت گسترده رسانه ای و سیاسی سعودی ها علیه ایران، حمایت آن از گروه های مخالف در سوریه و همچنین فشار عمومی علیه حزب الله، تا حدودی تغییر کرده است. روابط بین ایران و عربستان از سال 2015 به شدت بدتر شده و تنها همین اواخر، نشانه هایی از مصالحه نمایان شده است.

یمن که با عربستان هم مرز است و از سال 2011 درگیر جنگ داخلی و خارجی است، فرصتی برای ایران فراهم آورده تا حواس عربستان و امارات را از درگیری های سوریه منحرف کند. ائتلاف تحت رهبری سعودی از مارس 2015 درگیر یک جنگ پرهزینه در یمن بوده اند. مقامات غربی معتقدند ایران برای ایجاد شرایط نظامی نامساعد برای عربستان، منابع نسبتا کمی هزینه کرده است.

ایران به مرور دریافته چطور از فرصت هایی که اشتباهات دیگران برایش فراهم می آورد، به طور بهینه استفاه کند. برای نمونه، پس از کودتای نافرجام 2016 در ترکیه، ایران خیلی سریع حمایت خود را از رجب طیب اردوغان اعلام کرد و اختلافات بین آمریکا و ترکیه پس از کودتا، از جمله تحریم های واشنگتن علیه آنکارا به فرصتی برای تهران در همکاری های اقتصادی و سیاست های امنیتی منطقه ای تبدیل شدند. ترکیه با توجه به تهدید فوری امنیتی، اولویت خود را در سوریه از تضعیف اسد به مهار گروه های کُرد تغییر داده و این شرایط، فضای چانه زنی بیشتری برای ایران و ترکیه ایجاد کرده تا اختلافات خود را در سوریه از طریق قالب سه جانبه با روسیه حل کنند. همچنین، در حالی که ترکیه سعی دارد روابط خود را با ایران و عربستان حفظ کند، اما صمیمیت روابط با ایران به معنای ضربه به تلاش های سعودی برای تشکیل جبهه متحد اهل سنت علیه ایران شیعه بوده است.

ایران پس از تحریم قطر در سال 2017 به رهبری عربستان سعودی، به سرعت و با موفقیت روابط اقتصادی و سیاسی خود را با این کشور تعمیق کرد و همچنین موفق شد با عمان و کویت روابط بهتری ایجاد کند.

با این حال، به رغم دستاوردهای ایران در منطقه، این کشور با محدودیت های قابل توجهی مواجه بوده است. نیروهای سیاسی در سوریه و عراق گاها از ایران فاصله گرفته اند تا بتوانند کنترل دستگاه های امنیتی خود را به دست گیرند. اسرائیل مدام با حملات نظامی در داخل سوریه، سخت افزارها و نیروهای نظامی ایران را هدف می گیرد. روسیه هم که شریک نظامی ایران در سوریه است، گاها چشم خود را به روی حملات بسته و تمایلی به محافظت از نیروهای مورد حمایت ایران در برابر حملات مخالفان نشان نداده است. اما شاید بزرگ ترین محدودیت برای جاه طلبی های منطقه ای ایران، همکاری میان اسرائیل از یک سو و عربستان و امارات از سوی دیگر بوده که به ویژه از کاخ سفید ترامپ تاثیر پذیرفته است.

جمهوری اسلامی برای جبهه مخالف ایران یک چالش فوری و بلند مدت است. ایران به رغم موقعیت اقتصادی بسیار ضعیف تر نسبت به اسرائیل و عربستان، از حضور زمینی، روابط سیاسی و امنیتی خود با بازیگران دولتی و غیر دولتی برای دستیابی به برتری در منطقه استفاده کرده است. عربستان بارها ادعا کرده که رهبری مذهبی شیعه در تهران به دنبال تبدیل شدن به هژمون منطقه است. اسرائیل هم ادعا می کند که ایران یک تهدیدی وجودی برای آن است. در زمان دولت اوباما، نگرانی عمده برای جبهه مخالف ایران این بود که حصول برجام به بهبود روابط ایران و ایالات متحده انجامد. تعامل نهایی اقتصاد ایران با غرب مطابق برجام هم یک تهدید بلند مدت بود چرا که رشد بالقوه اقتصادی ناشی از لغو تحریم ها در ایران با بیش از 80 میلیون نفر جمعیت عمدتا تحصیل کرده، نوید رقابتی دشوار برای عربستان و امارات درگیر با چالش های اقتصادی را می داد. جای تعجب نداشت که این جبهه تلاش خود را روی محروم کردن ایران از منافع اقتصادی پیش بینی شده در توافق هسته ای متمرکز کردند. این جبهه موفق شد با ترغیب و حمایت ترامپ در خروج از توافق و اعمال مجدد تحریم ها، دستورکار خود را پیش ببرد.

اسرائیل و عربستان حتی سعی کردند اروپا را نیز برای تصویب تحریم های اقتصادی مشابه علیه ایران تحت فشار بگذارند. جبهه مخالف ایران که ظاهرا روی شاهین های ایران در دولت ترامپ نفوذ داشت، از تغییر نظام جمهوری اسلامی حمایت می کرد. با این حال، این جبهه در مقابله با دستاوردهای ایران در منطقه با محدودیت های سیاسی، استراتژیک و نظامی قابل توجهی روبروست.

منبع: بنیاد مطالعات مترقی اروپایی / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن