یادداشت

کرونا؛ واقعیتها و دینداری

سید مجتبی منتظری فعال فرهنگی در یادداشتی نوشت:این روزها کرونا تعداد زیادی از هموطنان و هم نوعان بشری را از بین برد و تعداد کثیری را هم به مشکلات جسمی مبتلا می کند و تقریبا همه بشریت را به ترس و واهمه جدی برده و اثرات روانی ،عاطفی و اقتصادی جدی بر وضعیت فردی و اجتماعی ما برجای گذاشته است.
کرونا پس از دوران ترس، تقریبا به واقعیتی که واهمه فردی جهت حضور در اجتماعیست، تبدیل و با تعداد تلفات بالا، امری کاملا عینی که قابل کنترل و همزیستی است به نظر می رسد. حالا پس از تلفات بسیار ناگوارش برای بسیاری که با رعایت ها زندگی را سرکرده اند مانوس است و به امری قابل تحمل در زندگی روزمره ما بدل گشته است. هم اکنون پس از چند ماه از شروع شیوع جهانیش و علیرغم عدم موفقیت در
ساخت دارو و واکسنش ، بحران کرونا تقریبا به تعادل زیستی تبدیل شده است، با این حال هنوز استانداردهای بهداشتی توصیه به خانه نشینی و رعایت پروتکل های سختگیرانه می کنند.
وضعیت کرونایی جهان آنقدر عینی و ملموس است که نه تنها دانشمندان علم پزشکی را درگیر بلکه دایره حل مساله و بحرانش به گستره همه شاخه های علوم انسانی و اجتماعی و اقتصادی نیز گسترده شده است.
علمای دین همانند همه در مواجهه با این پدیده نیاز به پاسخ به مسائل پیش آمده هستند، یکی از این مسائل که در جامعه دینی ما اهمیت دارد مسئله زیارت گاه هاست، زیارتگاه‌های مهمی، همچون مشهد و قم و شاهچراغ و حضرت عبدالعظیم و بقیۀ امام‌زادگان، که مأوا و پناهگاه درصد بسیار بالایی از مردم بوده است. مردم به بقاع متبرکه مشرف می‌شوند و راز و نیاز می‌کنند و حاجت می‌طلبند و به لحاظ روحی تخلیه و سبک می‌شوند. اما واقعیت این است که گرانیگاه دینی جامعۀ ایران عمدتاً همین بقاع متبرکه است و اهمیت حرم‌ها برای سلامت و تعادل دینی و اخلاقی و روحی و روانی مردم بالاست؛ نه اینکه صرفاً بالا باشد؛ بلکه «فوق‌العاده» بالاست. به خلاف برخی دیگر از کشورهای مسلمان، در ایران زیارتگاه‌ها نقشی مهم‌تر از مساجد ایفا می‌کنند و اهمیتشان بیشتر است. شما می‌بینید که حتی بسیاری از افرادی هم که نماز نمی‌خوانند، به زیارت می‌روند. ولی کرونا این مراکز را تعطیل کرده است.
بنا بر اصل حفظ جان ، ما فقهاً مکلف به حفظ جان خود هستیم، خواه با پیشگیری خواه با درمان. این یک تکلیف شرعی است و خود حضرات معصومین علیهم السلام نیز چنین می‌کردند. ما هرگز مجاز نیستیم که جان خود را به خطر بیاندازیم، به این امید که اولیای الهی با تصرفات تکوینی خود از ما محافظت خواهند
کرد. خود آن حضرات در هر جایی از قوۀ تصرفی که خداوند به ایشان عطا فرموده است، استفاده نمی‌کردند؛ نه در مورد خودشان و نه در مورد عزیزانشان و دیگران. قرار بر این نبوده و نیست که اولیای الهی به مجرد
اینکه درخواستی از آنها کردیم، خرق عادت کنند و کرامت نشان بدهند. تصرفات اولیای الهی مقتضیات خاص خود را می‌طلبد.ما در بسیاری از موارد برای برآورده شدن حاجتمان به زیارت می‌رویم و متوسل می‌شویم و یکی از آن حاجات هم همین مسئلۀ بیماری است. اما همراه با آن می‌باید از اسباب طبیعی نیز بهره بگیریم. بله، گاهی بر حسب ظاهر همۀ درب‌ها بسته شده و انسان مستأصل می‌شود و راهی جز توسل باقی نمی‌ماند و واقعاً حاجات افراد روا می‌شود.
ضمناً باید توجه داشته باشیم که خود این ابتلائات حکمت‌هایی دارد. گاهی واقعاً نفع شخص در این است که بیمار شود یا زود شفا پیدا نکند تا بیشتر دعا و توسل و تضرع کند و این مشکل مقدمه‌ای برای تعالی روحی و معنوی او بشود. قرآن می‌فرماید «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ(۶) این‌ها همگی جهت امتحان ما و ارتقاء ما است. ما می‌ّباید به وظائف خود مثلاً در مورد بیماری بدان‌گونه که متخصصان پزشکی می‌گویند، عمل کنیم. ضمن آنکه از راز و نیاز و طلب حاجت هم غفلت نکنیم و این سیره خود پیامبر و ائمه بوده است و عقل و دلائل عقلی هم آن را تأیید می‌کنند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن