• Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

    Get Adobe Flash player


  • داریوش کاردان

    » رفتم بیمارستان خوابیدم و طنز را ترک کردم


    • تاریخ انتشار : 1395-05-11 17:43:38

    خبر8/

    گفت‌وگو با داریوش کاردان بازیگر نقش مسعود طبیب در سریال نردبام آسمان

    علی رزاقی بهار/روزنامه فرهیختگان/ اول آبان 1388

    \"رفتم بیمارستان خوابیدم و طنز را ترک کردم\"

    این جمله داریوش کاردان در قالب طنزی تلخ بود که برای نبود فضای کار کمدی در ایران گفته شد و آدم را به فکر فرو می‌برد که چطور آدمی که سال‌ها در تلویزیون و رادیو مردم را خندانده است، این روزها اینگونه مشوش شده است. داریوش کاردان حالا به یک آرزوی دیرینه‌اش رسیده و آن بازیگری است، چیزی که سال‌ها منتظر فرصتی بوده تا آن را تجربه کند. گفت‌وگو با او برای بازی‌اش در نقش مسعود طبیب، انتقادهایش از وضعیت موجود طنز و اینکه چرا معتقد است دوران او گذشته و حالا با بازیگری حال می‌کند در روزهای پایانی رمضان در دفترش همراه شد با خنده‌ها، شوخی‌ها و توصیه‌های جدی‌اش برای وضعیت امروز که می‌خوانید.

    داریوش کاردان قبل از اینکه بازیگر باشد یک نویسنده و یک کارگردان مطرح و توانمند طنز است. اگر بخواهید بگویید وضعیت طنز در تلویزیون ما چگونه است و چه توصیه‌ای به کارگردانان و نویسندگان جوان طنز دارید چه می‌گویید؟

    من احساس می‌کنم زمان من گذشته، سلیقه مدیران تلویزیون و سلیقه مردم عوض شده. من از کسی ایراد نمی‌گیرم که چرا سلیقه‌اش عوض شده است. ایراد در خود من است، چرا که من از کودکی، نوجوانی، دوران مدرسه دوران جبهه و بعد از آن همیشه منتقد به روش طنز بودم و همیشه تمام برنامه‌هایم به شهادت تمام کسانی که تفکر بیشتری در برنامه‌هایم کردند همین گرایش را داشتم. هر چه بوده از کمدی یا فکاهی که به طنز ختم می‌شده در آخرش یک سوالی، یک چالشی داشته؛ با این فرض 15 سال در رادیو و تلویزیون بودم. برنامه 39، نوروز 72، نوروز 74، استاد خرناس و... این اواخر متوجه شدم کسی این نوع کمدی را نمی‌خواهد یعنی کمدی و طنز صرف می‌خواهد. پس دوران من گذشته، مگر اینکه در خودم بنشینم و شعر طنزی بگویم و جایی هم چاپ نکنم، چراکه آنقدر حساسیت‌ها بالا رفته تا یک کلمه بگویی که چیزی را روشن کنی متهم می‌شوی. از متهم شدن نمی‌ترسم اما نمی‌خواهم دچار اغتشاش شوم. کسانی که برنامه‌های من را نگاه می‌کردند از متدینین تا دیگران این طنز را دوست داشتند. اما الان شرایط فرق کرده. فکر می‌کنم صداوسیمای ما، جراید ما تحمل انتقاد را ندارد. حتی در بیرون هم کسی تحمل انتقاد را ندارد. پس طنز باید برود به سمتی که مردم را فقط بخنداند. مثل استفاده از هر چیزی برای خنداندن مردم، خنداندن مردم به هر قیمتی، حتی با سنگ دستشویی که یک نفر برود آنجا و بگوید این جا من را به یاد بابام می‌اندازد. من چنین آدمی نیستم. الان دچار گنگی در ذهنم شدم و می‌دانم نه آنها من را می‌خواهند و نه من می‌توانم بسازم آنچه آنها می‌خواهند. پس در این شرایط من نمی‌توانم به اساتید بزرگواری مثل عطاران، رامبد جوان و مهران مدیری حرفی بزنم و راهنمایی بکنم. کارهای گذشته من اگر قرار است من راهنما باشم خودش راهنما است.

    پس چون وضعیت ساخت طنز اینگونه شده سراغ بازیگری رفتید؟

    نه اصلا، بازیگری یکی از آرزوهای دیرینه من بوده است و از دوران مدرسه که کار تئاتر می‌کردم، عاشق بازیگری بودم.

    خیلی عجیبه شما در تلویزیون در بین اهالی هنر بودید و تاکنون عاشق بازیگری ماندید؟ یعنی نخواستید، چون شرایط آماده بوده اینطور نیست؟

    من کلا بعد طنزم دیده شد و توانایی‌های دیگرم دیده نشده، من سال‌ها برنامه‌های جدی در تلویزیون و رادیو اجرا کردم، مثل صندلی داغ و نقد اول اما هیچ‌گاه اینها مطرح نشده و فقط بعد طنز من دیده شده، شاید به‌دلیل نیاز مردم به طنز بوده است من اشعاری دارم غیر از طنز؛ اما همه اشعار طنز من را به یاد دارند. من دلم می‌خواست بروم به سمت بازیگری اما پیش نمی‌آمد. الان هم زمانش بود و خداوند لطف کرد توسط آقای شریفی‌نیا به سمت بازیگری رفتم بعد از این همه سال در دوبلاژ بودن، در مجری‌گری، نویسندگی، کارگردانی و... بودن.

    پس کلاه پهلوی اینجا شروع شد با اولین تجربه بازیگری جدی شما؟

    دقیقا رفتم سر کار، آقای دری هم پسندید و شروع کردیم در یک نقش کاملا جدی بازی کردن. هنوز کار پخش نشده شاید بیش از 10 سریال و فیلم به من پیشنهاد شد اما گفتم بعد از این همه سال باید انتخاب کنم. کلاه پهلوی که به تعویق افتاد فرصتی ایجاد شد، برای کارهای دیگر.

    علت تعویق کلاه پهلوی چه بود؟

    عدم بودجه، مشکلات دیگر، ناهماهنگی‌ها. من خیلی خبر ندارم.

    نردبام آسمان اینجا پیشنهاد شد و شما قبول کردید؟

    بله و من با کله رفتم.

    چون لطیفی پیشنهاد می‌داد؟

    این تنها نبود، شخصیت مسعود طبیب را خیلی دوست داشتم. با لطیفی قبلا رودررو قرار گرفته بودم و با او برای سریال صاحبدلان هم‌صحبت شده بودم پس با روحیات او آشنا بودم و می‌دانستم انتقادپذیر است و همیشه موفق است؛ در هر کاری موفق است؛ من هم مسعود طبیب را خیلی دوست داشتم و هم محمدحسین لطیفی را.

    یک پرانتر باز می‌کنم انتخاب کلاه پهلوی با چه معیاری بود؟

    آقای دری کارگردان بسیار خوبی است شاید کم کار کرده اما موفق بوده است. تاریخی‌سازی را منظورم تاریخ معاصر را خوب می‌شناسد و خیلی به آن اشراف دارد، مخاطب را می‌شناسد. کارگردانی که به قواعد متعهد است و حاضر نیست برای تعریف عده‌ای آن را بشکند. پس ارزش همکاری را دارد. کیف انگلیسی بی‌شک یکی از کارهای ماندگار تاریخ معاصر است.

    چقدر فیلمبرداری‌ نردبام آسمان طول کشید؟

    یک‌سال و سه ماه کل کار طول کشید. در قسمتی که من بودم، سه ماه تا چهار ماه طول کشید و بعد من را رها کردند و رفتند.

    فیلمبرداری‌ها در کجا بود؟

    خیلی جاها  بود، کاشان، قزوین، اطراف قزوین، شهرک سینمایی غزالی، شهرک دفاع مقدس (جاده قم) و خیلی جاهای دیگر هم بود.

    چقدر در جریان کار خودتان به مسعود طبیب اضافه کردید. فراتر از آنچه در فیلمنامه بود.

    من اجازه اضافه به خودم ندادم اما احساس خودم را از مسعود می‌گفتم و آن را با حامد عتقا و لطیفی با کمال پررویی در میان می‌گذاشتم و آنها هم قبول می‌کردند. من فکر نمی‌کنم چیزی به نقش اضافه کرده باشم. سعی کردم مسعود طبیب را بفهمم چون یک طبیب معمولی نبود، داروساز بود، با مردم روابط اجتماعی‌اش درحد عالی بود، سلوک را بلد بود، سیاست را بلد بود، با خانواده‌اش مهربان بود، زنش را خیلی دوست داشت، یک حکیم بود، این نقش را  نباید فقط بازی کرد باید فهمید تا بتوانی همان شوی، شاید به دلیل مونتاژ سریعی که داشتیم و به علت پخش در ماه رمضان، بعضی از ابعاد شخصیت‌های مجموعه خوب دیده نشد.

    این پخش در ماه رمضان خوب بود یا ترجیح می‌دادید در یک فرصت مناسب‌تر پخش شود؟ معمول نبود یک کار تاریخی در رمضان پخش شود.

    هر کدام کارکرد خودش را دارد به‌نوعی در رمضان مردم بیشتر با تلویزیون مأنوس می‌شوند، بنابراین بهتر دیده می‌شود از این طرف کار تاریخی به جهت تعلیقی که دارد نیاز دارد کمی فکر شود، در طول هفته درگیر ماجرا بشوی تا داستان بعدی پخش شود یا کار حیف می‌شود چون زود تمام می‌شود، این حجم زحمات در کارهای تاریخی صورت می‌گیرد زود تمام می‌شود. عادت نمایشی مردم در رمضان با این انتخاب تغییر کرد.

    مسعود طبیب در مجموع در سریال چه شخصیتی بود؟ چقدر تاثیرگذار بود؟

    به نظرم خیلی تاثیرگذار بود، شخصیتی نبود که همین‌جوری از او رد شویم. سلوکش با مردم، نوع تربیت فرزندش، رفتارش با داروغه همه مهم بود و من خیلی با این کاراکتر حال کردم و هر بار که گریم می‌شدم احساس می‌کردم یک حکیم هستم. من چهار بار در چهار دوره زمانی گریم متفاوت داشتم که باید از آقایان بابایی و آ‌رش فرد هم تشکر کنم که خیلی عالی این کار را کردند چون با هر گریم احساس حکیم بودن و مهم بودن داشتم.

    یک توفیقی که سریال داشت جدا از داستان جذاب جمشید و درامی که داشت. تناسب روزگار غیاث‌الدین از جهاتی با امروز ما بود، این روزهای ما بود نظر شما چیست؟

    این چیزی نیست که مال امروز باشد، ما همیشه از این مشکلات داشتیم، همه کشورها هم دارند.

    مشکلات ما هم عجیب و قریب است؛ درهم تنیده و خارج از تحلیل من است. این اولین باری نبود که چنین سریالی ساخته می‌شد؛ سریال شیخ بهایی، ملاصدرا که حیفش کردند؛ آنها هم مسائل اجتماعی- مذهبی را می‌گفتند. در تمامی ادیان هم بوده است. حالا شاید بعضی‌ها اینها را تطابق دادند و جذب شدند اما من فکر می‌کنم بدون تطابق هم مثل زمانی که سربداران پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت یا امیرکبیر، دیده شد؛ نکته قابل تأمل این است که ما برای همه چیز فیلم می‌سازیم به جز درباره آن چیزهایی که از ما دزدیدند. وقتی خیام را از ما می‌دزدند و بعد از چند سال به نحوه دیگری به ما می‌دهند ما به‌خاطر چند تا شعر خیام که حالا شاید بوی ضددین دارد آن را کنار می‌گذاریم. مگر حافظ نگفته؛ بدتر هم گفته اما تاج سر ما و مورد احترام است.  اما خیام کجا است، خیام مبتکر تقویم نوین است. شیخ بهایی شخصیت کمی نیست اما ما چقدر کار کردیم. کسی اینها را نمی‌شناسد نه اینکه جوانان ما؛ پیران ما هم یادشان رفته. غیاث‌الدین یک تکان است که آقایان بجنبید تا بقیه فرهنگ ما به تاراج نرفته، بسازید و همه بفهمند که یک موقعی علم مهدش اینجا بود. تنها نوشتن اسامی مشاهیر ایرانی چندین کتاب است. چرا در مورد مولانا، حافظ چیزی ساخته نشده است. وجود ‌چنین سریال‌هایی خیلی خوب است و ارزش پرداختن به آن را دارد.

    برای یک پلان رفتن در بیابان‌ها و آدم‌‌ها را آوردن، کاری نیست که معمولا انجام شود. یک آپارتمان با چند تا بازیگر و تمام. در مجموع خیلی به نظرم مفید بود.

    شما در همین مدت هر چه بازی کردید از نردبام آسمان، کلاه پهلوی، مشروطه ایرانی همه راتاریخی بازی کردید. اگر پیشنهاد غیرتاریخی یا سینمایی داشته باشید آیا بازی می‌کنید؟

    نه این‌طور پیش آمده و کاملا اتفاقی بوده است. من دلم نمی‌خواهد مثل گذشته که فقط طنز بود و آن دیده شد الان هم همه بگویند تاریخی شده است. به من پیشنهادهای دیگری داده شده است اما وسواس دارم. مواظب خودم هستم نه به عنوان خودپسندی بلکه به عنوان آن چهره‌ای که داشتم، آن تصوری که از من دارند. الان اگر کار خوبی پیشنهاد شود که بتوانم موثر باشم قبول می‌کنم، چون دوست دارم متفاوت باشم. اگر داریوش کاردان بازی می‌کند باید یا یک چیزی به خودش اضافه کند یا به آن کار وگرنه چیز زیادی که هست، بازیگر است.

    دلیل این تفاوت چیست؟ شما یک بازیگر طنز بودید چرا می‌خواهید متفاوت بازی کنید، مخصوصا که حالا کار تاریخی بازی می‌کنید.

    هیچ بازیگر مهمی نیست مگر در کارنامه خود کار طنز داشته باشد. طنز کار کردن یک پیش‌زمینه است. شما رابرت دونیرو را نگاه کنید، نقش‌های جدی و حتی منفی هم دارد اما کارهای شوخی هم دارد با یک بذله‌گویی ویژه؛ مهدی فخیم‌زاده، ایرج راد و انتظامی در اجاره‌نشین‌ها تا در کارهای جدی‌اش؛ اکبر عبدی در فیلم مادر چقدر جدی بازی می‌کند و بعد کارهای طنزی که دارد را ببینید. این توانایی طنز بازی کردن به آدم کمک می‌کند که بتواند متفاوت بازی کند. من بازیگر طنز نبودم چند تا بازی محدود بیشتر نداشتم؛ یک آب و هوا گفتم؛ یک اخبار عربی، این اواخر هم استاد خرناس را. بیشتر نویسنده و کارگردان کارهای طنز بودم. من وقتی سکانسی که بچه را بغل کردم و نادعلی می‌خواندم را دیدم گریه کردم. بعد دیدم همه دارند گریه می‌کنند و آن شبی که پخش شد خیلی‌ها گفتند این نادعلی ما را به گریه انداخت. پس هیچ تعارضی ندارد این ژانرها.

    یک توصیه به جوانترهایی که حوصله شنیدن دارند، دوست دارند از یک بزرگتر حرفی بشنود.

    من یک یادآوری و یک توصیه به همه دارم نه برای گروه خاصی،شب تاریک ،بیم موج،گردابی چنین حایل **کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها .عده‌ای که در ساحلند نمی‌فهمند، آنهایی که در داخل هستند چه می‌کشند. حافظ همه اینها را در یک مصرع گفته است. اگر کسی نباشد در شب تاریک، در موج، در گرداب، چه جوری می‌خواهد بفهمد. من می‌گویم، ما در همه کارهایی که داریم باید از دریچه دردهای مردم به آن نگاه کنیم. اگر نمی‌خواهیم غرق شویم، برویم با یک آدم غرق شده صحبت کنیم. خنداندن مردم در این شرایط یک فضیلت است اما ما چیزی نداریم. نه مجله‌ای، نه کار نمایشی‌ای. الان دوران قحطی است. الان مردم بیشتر از هر چیزی به خوشی نیاز دارند. انگار خنداندن مردم دغدغه کسی نیست. مسوولان طاقتشان را ببرند بالا تا مردم کمی شاد باشند. این وضعیت یکی از بدبختی‌های ما است. بین این همه مجله، یک مجله طنز نیست. به همه آنهایی که طنز می‌سازند می‌خواهم بگویم، طنزی که می‌سازند باید یک مقداری با درد مردم آشنا باشد؛ می‌شود مردم را خنداند در کنارش مسوولان را هم خنداند و بعد بگویند اینجای کارشان اشتباه است. اگر این نباشد دیگر کمدی نیست، نیست. است. چاپلین چرا هنوز زنده است، چون طنزش گیر و گورهای جامعه را می‌گوید. طنز شنیدن با مردم بی‌طنز ندانی که چه طنزی است.

    سوال آخر، در مقابل کارگردانان و نویسندگان طنز چقدر مورد سوال و مشورت قرار گرفتید؟

    اتفاق نیفتاده است. بعضی‌‌ها اصلا من را قبول ندارند. حتی من را شدیدا نقد می‌کنند. پس مشورتی در کار نبوده. من زندگی‌ام اساسش طنز است. رفتارم خیلی وقت‌ها طنز است اما اینکه الان فاصله گرفتم چون نمی‌توانم و شاید آن حمایتی که از دوستان شده از من نشده است. تمام جهان شده است فست‌فود، موسیقی رپ و فرش ماشینی، هنر هم دیجیتالی شده است و همه چیز به‌هم ریخته است و اینها عوارض خیلی بدی دارد که بعدها بیشتر معلوم می‌شود.



    • کد خبر : 19909
    • تعداد دفعات بازدید : 1321 بار

    نظرات کاربران

  • آخرین اخبار

    پزشکیان:انتقادهاي زيادي به دولت دارم نسبت حكمراني خوب با بودجه كل كشور پیگیری افزایش تعداد شعب و محاسبه سود موسسه کاسپین به صورت علی‌الحساب شورای اسلامی جدید شهر در برابر تخریب آثار تاریخی مشهد سکوت نکند پیش‌بینی روزنامه جوان درباره دولت دوازدهم معروف‌ترین ورزشی‌های ناکام و پیروز در انتخابات شورای شهر شوراهای پنجم چه زمانی آغاز به کار خواهند کرد؟ واکنش فروزان به اعلام حکم محرومیت مغایرتی در بازشماری آرا مشاهده نشد / چند رای بیشتر به نام چمران ثبت شده بود /طرح شکایت به روسای قوا در قانون به رسمیت شناخته نشده است مشاور قاليباف: رئيسي كنار مي‌رفت انتخابات به دور دوم مي‌كشيد آیا قالیباف، محسن رضایی مجمع تشخیص می‌شود؟ تولید یک فیلم داستانی درباره قیام گوهرشاد آغاز شد شوراي چهارم و مديران فعلي شهرداري بخوانند خوش آمدید به فرهنگ ترکیه پایگاه دلواپسان فروریخت…! تئاتر مشهد پویاتر و عمیق تر شده واکنش ستاد رئیسی به برگزاری تجمع خیابانی «تَکرار امید» در ورزشگاه کارگران مشهد مردم! سپاس، گل کاشتید روحانی: فداکاری مردم مسئولیت ما را صدچندان کرده است/به وعده هایی که داده ایم ، عمل می کنیم شورای شهر پنجم، شورای همه مردم مشهد است اصلاح‌طلبان پیروز انتخابات در شش‌شهر بزرگ ایران +جدول دست‌کم ۱۹ کشته و ۵۰ زخمی در انفجار «منچستر» استقبال از ترامپ توسط ملک سلمان دیدار رییس جمهور با حضرت آیت الله خامنه‌ای اصرار جاماندگان شورا بر شمارش‌ آرا هیات رییسه شورای منتخبان تهران معرفی شد ایرانیان دست دوستی را دراز کردند اکنون نوبت جهان است تا مشت گره کرده اش را باز کند روحانی رییس جمهور ایران ماند/ مردم ایران به او نمره قبولی دادند رییس جمهور و اعضای هیئت دولت فردا به مشهد می آیند چرا به جای شیشلیک فرآیند طبخ آن ثبت ملی شد؟ 75 درصد منتخبین شوراهای استان اصلاح‌طلب و معتدلین حامی دولت‌اند سمفونی "امید" در تالار وحدت شهر برقراری پرواز مستقیم مشهد- مسکو سخنگوی پنجمین دوره شورای شهر مشهد مشخص شد استعفای ناطق‌نوری از ریاست بازرسی دفتر رهبری/ استعفا برای جلوگیری از سوءاستفاده سیاسی از نهادهای انقلابی توصیه‌های ویژه رمضان رئیسی:شب انتخابات ازکجا بودجه سازمان های تحت پوشش را۳ برابر کردید توجه عاقلانه نداشتن، حوزه جوانان را دچار مشکل کرده است رئیسی: سینه‌ام پر از اسرار است/ لب باز کنم، هیچ فردی نمی تواند حرفی بزند باهنر: جمنا هنوز در ماندن یا کنار رفتن کاندیداها مردد است روحانی ،رئیسی و قالیباف هر سه ؛ ۲۷ اردیبهشت ماه به مشهد می آیند لیست اصلاح طلبان مشهد برای شورای شهر نهایی شد رهبر معظم انقلاب:هر کس بخواهد خلاف امنیت کشور اقدام کند قطعا سیلی خواهد خورد اجلاسیه کنگره شهدای دانشجو دانشگاه آزاد مشهد برگزار می شود تصمیم‌گیر نهایی برای کناره‌گیری یکی از کاندیداهای اصولگرا، جمناست موقوفات امام رضا(ع) باید به شیوه مدرن اداره شوند ماجرای معافیت آستان قدس ازپرداخت مالیات/امام به نخست وزیر چه نوشت انتصاب دو معاون جدید در دانشگاه آزاد اسلامی افتتاح داروخانه های دارای مجوز توزیع داروی مخدر